Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 21 مرداد ماه سال 1386
دوست داشتنی ترینی توی دنیا!
دوستت دارم
اما نمی توانم بیانش کنم
تو مثل سرابی
یا نه ... بهتر بگویم مثل آب دریایی . تشنگی را رفع نمی کنی
وقتی می بینمت بیشتر دلم تنگت می شود ... از دیدنت سیرنمی شوم
دوستت دارم
تو هما نی که گفتی : دل مهربانت را در مقابل من به آهن به سنگ بسپار
و مرا به سرخی خون دل شقایق
اما من جز به تو دل به کسی نمی دهم این دل فقط مال توست
فقط دوستم بدار و ترکم نکن
روز رفتنت روز مرگ شقایق ..روز زردی دل سبز من است
دوستت دارم
تو همانی که می گفتی : من در عالم سرد خودم باید آنقدر تنها بمانم
و آنقدر تنها بگریم که تمام نوشته هایم بوی باران بگیرد
اما من می گویم که سردی دلت را به من بسپار و گرمی دل من از آن تو
فقط بدان که با یک دل سبز
دوستت دارم

سه شنبه 16 مرداد ماه سال 1386
!!!

سه شنبه 16 مرداد ماه سال 1386
بازتاب... غیبت فصلها!
بازتاب...

می خندم
نگاه می شوی

نگاه می کنم
غرق می شوی

می بوسمت
با من گره می خوری

دل می دهم
از من دور می شوی
*********************************
غیبت فصلها...

روزی که رفتی
بهار با تو گریخت
تابستان در راه ماند
پاییز بی رنگ شد
زمستان سر رسید
و برف سیاه بارید

پنجشنبه 11 مرداد ماه سال 1386
بهترین ِ بهترین ِ من!
زیبا ترین,زیباترین,زیبا ترینم

برگرد تا چشمان خیست را نبینم

بگذار تا حرف دلم را گفته باشم!

تا کی لغتها را کنار هم بچینم؟

تا کی میان بهت خود آواره باشم؟

اما بگویم سخت سرشار از یقینم...

این دستهای بی رمق باید بمیرند

من بر تمام تاروپودم هم ظنینم

این پنجره تا کی برای دیدن است آه...

چیزی اگر مانده بگو تا من ببینم!؟

روی زمین ماندن همیشه کفر محض است

وقتی که من چیزی از اوهام زمینم...

او در زدو عاشق شدو دنیا ورق خورد

من پشت در ماندم,ولی:عاشقترینم....

یکشنبه 7 مرداد ماه سال 1386
دلم خیلی خیلی خیلی گرفت...
اینم از امروز من!
فکر کردم دوستم داری... اما نه!
به این میگن مزاحم! آدمی که... به محض اینکه یکی تو نت چراغش روشن میشه بپری خیلی سریع بهش پی ام بدی و خوشحال منتظر جوابش باشی... اونم تو یکی از روزای بدت! اما اون بلافاصلا به دیدن پی امت... چراغشو خاموش کنه و جواب نده... یه جوری که مثلا تو اشتباه دیدی... من از اول نیومده بودم...
آره... من اشتباه دیدم... اما



دوستت دارم... بفهم

حبه انگور نازک دل تو...

شنبه 6 مرداد ماه سال 1386
برایت می نویسم
فریاد کنم اندوه سال های نبودنت را
آنقدر از من دوری که برای رسیدن
تقویم قد نمی دهد
اما برایت می نویسم
از ته مانده غرورم
ودل تهی
و چشمهای منتظر
و دردی که با دیدنت تسکین می یابد
از همه وهمه که نشان نبودنت را میدهد
و تمام نامه ها را به آدرسی که ندارم پست خواهم کرد...

عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری